دل آسودهٔ ما شور امکان در قفس داردگهر دزدیدهاست اینجا عنان موج دریا را!بهداغ بینگاهی رفت ازین محفل چراغ من،شکست آیینهٔ رنگیکه گم کردم تماشا را...
حرف ها ته میکشند !...
مبتلای باتِل ترینم !...